تبليغاتX
خلیفه - ::: خلیفه پاسخ اجانب را محکم ! می دهد !

چندی است حالمان خوش نیست . پاره ای اتفاقات سخت حال ما را گرفته است . کاتب ما بیش از پنج ماه است که در حبس به سر می برد و هیچ خبری از آزادیش نیست . تمامی هم پالگی هایش را با قرار وثیقه آزاد کرده اند و کاتب مادر مرده ی ما را به زندان قزل قله انتقال داده اند . ما پیش خودمان گمان می بردیم ٬ کاتبمان سیاهه ای تحریر کرده که به مذاق امیر مومنان خوش نیامده است و چندی نگه اش می دارند و بعد هم خلاص . به هر حال تخمی که گذاشته بزرگ تر از این حرفهاست و به داشتن چنین کافری در دارالخلافه مباهات می کنیم . اما آنچه ما را مکدر کرده دربندی کاتب نیست که به هر حال یک در بندی رسالتش جز این نیست . داشتیم می گفتیم ! خبر دار شده ایم تعدادی حرام زاده که خود را از جنس ما معرفی می کنند شروع به تخریب چهره ی سیاسی دربندیان کرده اند ! یکی از اتهامات بی پایه اشان این است که فرقه دربندیان یک جریان سکتاریستی است . امروز می خواهم به اتهام این اجانب پاسخ داده و اگر شد مادرشان را برای عیش همایونی راهی باغ شاه کنم . در ابتدا بگویم که این تخم حیض ها منظورشان واژه سیکتاریستی است که برای رد گم کنی سکتاریستی می گویند تا ما نفهمیم چه فحشی می دهند . این واژه ترکی مغولی انگیریزی در سنه هزارو دویست و چهل و هشت توسط عده ای از عمال امیر مومنان ابداع شد. این جماعت خود را دربندی معرفی می کردند وبرای این که در بندیان را از مسیر مبارزه منحرف کنند دست به هر کاری زدند اما عاقبت در زیر ثم ضربه های اسب تاریخ بگا رفتند حالا این خواجه آذرین و آقا سد حامد سعیدی برای مقابله با ما همان راه را پیشه کرده اند باشد تا موقع فرو رفتن ثم اسب تاریخ به ماتحتشان کمی تفریح کنیم . اما این واژه چیست ؟ این واژه تشکیل شده از سه بخش. 1- سیک ( ترکی ) 2- تار ( مغولی ) 3- ایست ( انگریزی ) ترجمه تحت و لفظی این واژه ها شاید معنی روشنی نداشته باشد اما ترکیبشان دارای معانی منحوسی است . سیک = کیر - تار ( مخفف تاتار ) ایست = مرام . که ترکیبش می شود طرف مرام کیر تاتاری را دارد . اگر چه این فحش به همین شکلش توهین آمیز است اما باید بیشتر در معنای آن تعمق کرد این سوال در اولین برخورد پیش میاد که معامله یک مغول مگر دارای مرام است؟ یا اصولا مگر می شود معامله ای حالا گو عرب یا عجم یا مغول دارای مرام باشد ؟ حالا اگر هست آن چیست که به مرام دربندیان شبیه است یا سعی می شود برابر قرار گیرد ؟  ((در تاریخ رشیدی آمده است که تاتارها عادت عجیبی در حال جماع دارند . جریان از این قرار است که این قوم عادت دارند در هر حرکت معامله را کاملا از فرج زن خارج ساخته و دوبار بتپانند و همین طور ادامه می دهند تا به انزال برسند . اما این روش جماع ایراد عمده ای دارد و آن این است که در اکثر مواقعه در لحظه انزال نشانه گیری سخت می شود ومنی بیرون می ریزد و تولید نسل خوب صورت نمی گیرد )) . این جماعت منحوس از این قصه استفاده کرده و می گویند دربندیان با به حبس رفتن و بیرون آمدن مبارزاتشان عقیم می ماند و ضربه نهایی را از دست می دهند . شاید در نظر اول گفته ایشان چندان بی را ه نباشد . در اینجا با نقل نوشته ای از کاتب ثم اسب مذکور را روغن می مالیم .(( در نقد فعالیتهای ما آمده است که پناه بردن به مبارزات در قالب آکسیونهای مناسبتی ما را محکوم به نخبه گرایی کرده است که ما را از توده مردم جدا کرده است و هزینه های گرانی را بر جمبش تحمیل کرده است که باعث سر خوردگی و یاس می شود در واقع با پنهان کردن بخشی عظیمی از واقعیت این فرض را به اعنوان حکم مطلق قرار می دهند و تمامی نقد خود را برآن سوار می کنند . فرض این که آکسیون توسط نیروهای منسجم و شناخته شده و هدفمند شکل می گیرد دلییل براین نیست که حمایت بدنه اجتماع را به دنبال نخواهد داشت به فرض محال که این طور هم باشد در انتظار اعتراضات توده ای ماندن و حل شدن در دل آن به بهانه این که باید هدایت اعتراضات عمومی را بدست گرفت نشان از خامی دارد که حاصل حاشیه نشینی است . اولا این که تجربه نشان می دهد که برای تسخیر قدرت باید در دوران نهضت مطالبات رادیکال و واقعی را دنبال کرد تا مانند پرچمی در باد بر هر سوی نوزید وقتی فرضا در تبریز جماعتی حول خواستهای ناسیونالیستی اعتراض می کنند حل شدن در این اعتراضات معنی اش این نیست که هدایت جریان بدست آمده بلکه نشان از یک بی افقی فرصت طلبانه دارد که نتیجه اش روشن است . واما این که مهر مطالبات خود را بر مناسبت های مختلف زدن بدین معنا نیست که مبارزه در دیگر سنگر ها به فراموشی سپرده شده من نمی دانم چه طور می توان با پیش کشیدن وجهی از کل یک پراتیک به نقد جریانی پرداخت و در آخر ترس و عقب نشینی خود را با یک فرار به جلو پنهان کردن نیاز به تشریح ندارد....))  .

+ نوشته شده توسط خلیفه دربندی در دوشنبه سوم تیر 1387 و ساعت 23:47 |